< < < < < <<



shidshidbahbah


فرستادن نظرات





آرشيو


Sunday, July 27, 2003

فيلم دايره مطمئنا دايره وار به دور ما و خود می گردد. فيلم دايره را ديدم برای جنجالش. دايره را ديدم براي ديدن درد زنانمان. دايره ای از زنان دربدرمان. زنان دربدری که هنگامی که خواسته يا ناخواسته گرفتار می شوند حول دور تسلسلی از خيابان به زندان و از زندان به خيابان می چرخند.

تا به کی می چرخند؟

جامعه عجيبی در فيلم ديدم که جامعه من است. خيابان های غريبی در فيلم ديدم که خيابان های شهر منند. آدم های دوری در فيلم ديدم که همين نزديکی ها ساکنند. زنان متفاوتی در فيلم ديدم که از جنس منند؛ پوست و گوشت و استخوان. آيا من و اطرافيانم در جزيره ای جدا از اينانيم يا که اينان غريبه اند و استثنا؟

از کی مستثنی شدند؟

از زنی به زن ديگر می جهم که هر کدام داستان خودشان را دارند. داستان هيچ يک را کامل نمی دانم اما همين قدر هم که می دانم از ظرفيتم فزون است. شايد بايد بيشتر بدانم بلکه بفهمم که چطور در قرن بيست و يکم هنوز در شهرم ...

زنی هست که از درد زايمان فرياد می کشد و به اشتباه دختری میزايد که بايد پسر می شد. مادری هست که می داند با به دنيا آوردن دختر، فرزندش بدبخت شده و از بازگو کردن دختر بودن بچه، شرمسار، طفره می رود.

دخترکانی هستند که به جای شلوغ و شاداب بودن از همه فراريند. دختری هست که طبقه بالای يک بازار در شهر من تن خود را می فروشد که پول بليط دوستش را فراهم کند. دختری هست که ۱۸ ساله است و هر چه سعی می کنم در صورتش اثری از خباثت پيدا کنم که منتهی به زندان رفتن و حالا آواره شدن، شده باشد ميبازم.

زنی هست که برادرانش پس از بيرون آمدنش از زندان مرگش را می خواهند و پدرش می گويد همان زندان برايت بهتر بود بدبخت! بچه ای از مردی اعدام شده که شوهرش نبوده در خود دارد و آواره خيابانهاست در جستجوی قاتلی برای اين ناخوانده.

زنی هست که بچه اش را برای آخرين بار می بوسد و با کيف وسايلش وسط خيابان رهايش می کند. پشت ماشينی پنهان می شود و منتظر معجزه ايست که دخترش را از سرنوشت منحوسش دورتر و دورتر کند.

زنی هست که در خيابان سوار بر ماشين مردان رنگارنگ به دنبال راهی برای گذران زندگيش است.

همه سيگار می کشند! آقای پناهی يک سوال. آيا زنان اينچنينی همه سيگار می کشند يا هر زنی که سيگار می کشد اينچنين است؟

دايره وقتي به مبدا خود بازمی گردد که همگی اينان دوباره در سلولی جمعند و قرار است مادری که دختر به دنيا آورده هم به جبران گناه نابخشودنی اش به آنان بپيوندد که با هم دور بزنند و دور بزنند و دور بزنند و ...



دوستان

Link one
Link two
Link three

 


 powered by blogger